Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers مهيا عسلی

مهيا عسلی
همه چيز راجع به دخترم مهیا
قالب وبلاگ

[ چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 ] [ 11:22 قبل از ظهر ] [ سپيده ] [ ]

[ چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 ] [ 11:21 قبل از ظهر ] [ سپيده ] [ ]
شهریور ماه بود به خاطر اجلاس 5 روز تعطیل بودیم شرکت ما هم مردانگی کرد و 5 روز دیگه بهش اضافه کرد شد 10 روز تو این ده روزه فقط دو روز آخرش رو رفتیم همدان البته بیشتر مد نظرمون غار علیصدر بود خیلی جای قشنگی است فوق العاده است مهیا و مبینا حسابی بهشون خوش گذشت صبح زود راه افتادیم و برای صبحانه تاکستان بودیم هواش عالی بود و سرد دیگه بچه ها لباس گرم پوشیدن یه صبحانه مفصل خوردیم حسابی هم انگو و گردو از اونجا که خریده بودیم خوردیم و سرحال راه افتادیم ظهر بود به غار علیصدر رسیدیم یه جایی رو اجاره کردیم و وسایل هامون رو گذاشتیم و نهار خوردیم و عصری بود که رفتیم غار خیلی قشنگ بود مخصوصاً اون قسمت قایق رانیش و اون 300 تا پله ای که باید میرفتیم بالا تا منظره های جالب تر رو ببینیم مهیا دیگه حسابی شیطونی می کرد موقع سوار شدن قایق میگفت من باید دست به آب بزنم و با حر حرکتش صدای بقیه در میامد که تکون نخور میفتی و اینم حسابی ذوق می کرد وقتی از غار اومدیم بیرون دیگه هوا تاریک شده بود و بازار اونجا را گشتیم و رفتیم خانه شب بودیم و صبح بعد از صبحانه رفتیم همدان خود همدان چند ساعت بیشتر نموندیم اول رفتیم مقبره ابو علی سینا و بعد از اون بابا طاهر نهار رو که خوردیم برگشتیم موقع عصر یه جایی نزدیک کرج نگه داشتیم تا بچه ها سوار وسایل بازی که مثلاً شهر بازی بود بشن فکر میکنم این دو روز که رفتن مسافرت فقط این بازیها خیلی براشون جالب بود چون از موقعی که راه افتادیم فقط می گفتن اگه خدا بخواد ما میریم شهر بازی فکر میکنم خدا خیلی دوستشون داره و خواست که برن سوار وسایل بازی بشن خلاصه یه مسافرت کوتاه عالی بود

[ چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 ] [ 10:50 قبل از ظهر ] [ سپيده ] [ ]
سلام با كلي ديركرد

بلاخره تونستم نذرمو براي مهيا ادا كنم .

ما امسال با خاله و عزيز و دايي مشهد رفتيم حساب خوش گذشت . فقط دو شب اونجا بوديم ولي تمام جاهاي ديدني رو  سريع رفتيم روز اول پارك آبي به مهيا حساب خوش گذشت اونقدر از اين سرسره هاي آبي بالا رفته بود و پريده بود تو آب كه لپهاش سرخ سرخ شده بود شب كه رسيد هتل وقتي شام خورد ديگه خواب خواب بود ما اون شب نتونستيم بريم حرم ولي فردا صبح زود با هم رفتيم خيلي خوب بود مهيا دستش به ضريح نرسيد چون قسمت خانمها واقعا شلوغ بود و نميشد جلو رفت وقتي بهش ميگفتيم ضريح امام رضا رو ديدي ميگفت امام رضا رو نديدم اينجا نيست ولي باباش برد قسمت مردانه و اونجا دستش به ضريح رسيد و همه رو هم دعا كرده بود .

چون ما زمان تعطيلات رفته بوديم و ارتحال امام خميني بود اكثر جاها تعطيل بود پارك نادري - پارك ملت فقط تونستيم بريم طوس مقبره فردوسي واقعا جالب بود خلاصه بعد از دو روز گشتن و رفتن به بازار و خريد كردن برگشتيم تهران البته اينم بگم كه با هواپيما رفتيم و برگشتيم چون اولين بار بود مهيا سوار مي شد واسش خيلي جالب بود و خوشش اومد البته درسا و دايي فريد هم براي اولين بار بود ميرفتن مشهد و همه شدن مشهدي

يه سوغاتي خوب هم مهيا برامون از مشهد آورده لهجه مشهدي كه به سلام ميگفتن سيلام اينم خوشش اومده و هي تكرار ميكنه باباشم خوشش مياد و بهش ميكه اونجا آقاهه تو رو ديد چي گفت ؟؟؟؟؟

[ سه شنبه شانزدهم خرداد 1391 ] [ 7:48 بعد از ظهر ] [ سپيده ] [ ]
وقتی کودک چهار ساله می‌گوید: «مامانم اینطور می‌گوید» مثل آنست که بزرگترین مرجع صلاحیت‌دار ، دستوری صادر کرده است و دیگر جای هیچگونه بحث و گفتگویی نیست. وقتی در این سن در کودکستان ، کودک به مربی خود می‌گوید:
«مامانم گفته ساعت 9 باید شیرینی بخورم» بهترین دلیل را برای او آورده است. کودک برای همبازی خود بزرگترین دلیل را می آورد وقتی به او می‌گوید: «مامانم می‌گوید شماها باید این کار را بکنید». بچه‌های دیگر هم ممکن است حرف او را قبول و به عنوان دلیل بپذیرند. ولی کودک چهار ساله ، موجود کاملا ثابتی نیست.

ممکن است تصور کنید که اگر مادر تا این اندازه برای کودک صلاحیت و مرجعیت دارد، باید انتظار داشت کودک در کلیه موارد به حرف او گوش دهد، اما ابدا اینطور نیست. در هر سنی ممکن است کودک بعضی اوقات مقاومت به خرج دهد ولی ورد زبان بچه چهار ساله ، عباراتی است از قبیل: «نه ... نخواهم کرد» یا حتی: «مگر مجبورم کنی.» در بعضی از سنین ، کودک مقاومت به خرج می‌دهد، چون نمی‌خواهد کاری را که از او خواسته‌اند، انجام دهد. ولی اغلب اوقات چنان می‌نماید که کودک چهارساله مقاومت می‌کند. چهارسالگی سن قید ناپذیری کودک است. او احساس می‌کند نیرویی او را وادار می‌کند که از زیر بار هر گونه قیدی شانه خالی کند و از سر کشی و تمرد خوشش می آید. با این سرکشی کودک هر طور که خودش صلاح می‌دانید، رفتار کنید ولی مقاومت او را زیاد جدی نگرید.
[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 5:0 بعد از ظهر ] [ سپيده ] [ ]
یک هفته دیگه مونده به تولدت هنوز هیچ کاری انجام ندادم عزیزم

امسال تصمیم داریم یه تولد خیلی مختصر بگیریم ، اخه تولد گلم تو ماه محرم است  ولی یه کیک میگیریم و چند نفر دو هم هستیم .

 

[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 4:55 بعد از ظهر ] [ سپيده ] [ ]
تو روز دامپزشکی مهد کودک مهیا یه کار جالب کردش یه کاسکو آورده بودن تا بچه ها هم باهاش عکس بگیرن هم راجع به اون روز توضیحات کامل به بچه ها داده بودن اینم عکس روز دامپزشکی دختر گلم

[ پنجشنبه پنجم آبان 1390 ] [ 9:12 بعد از ظهر ] [ سپيده ] [ ]
امسال یه نمایشگاه جالب از طرف شهرداری بر پا شده بود که خیلی برای بچه ها مناسب بود . ما روز چهارشنبه بیستم مهر ماه تونستیم بریم نمایشگاه خیلی خوش گذشت مهیا وقتی رفت نمایشگاه خیلی ذوق زده شده بود اولش تا رسید یه بستی خوشمزه شیری خورد و با یک سری وسایل فکری بازی کردش و چند بار نقاشی کشید و جایزه گرفت،  کتاب اتل متل توتوله خریدش و یه سی دی رابین هود با کیفیت خوب خرید و با دو تا عروسک قند و قند عسل هم حسابی بازی کرد و دورش میچرخید هی این دو تا عروسک کثیف را بوس می کرد عکس هم گرفتیم ولی چون حرکت کرده خیلی بد افتاد نتونستم عکسش رو بزارم

خلاصه خیلی بهش خوش گذشت چون صبح هم از طرف مهدکودک رفته بود قلعه سحر آمیز و اونجا هم سوار وسایل بازی شده بود وقتی رسید خانه چون ظهر هم نخوابیده بود زود خوابش برد . هی میگفت مامانی امروز خیلی خوب بود و خوش گذشت .

اینم یه عکس جدید که تو عکاسی گرفته براتون میزارم

 

[ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 8:17 بعد از ظهر ] [ سپيده ] [ ]
جربه هایی که در کودکی داشته ایم، بر رفتارهای ما در بزرگسالی تاثیر می گذارند و ناخواسته و ناخودآگاه ، با همسرمان رفتاری مشابه والدین خود داریم. درک این حقیقت، نخستین گام برای بازسازی یک ارتباط مخدوش شده است...
فرزندان ما هم از ما می آموزند و رفتارهایمان بر نسل آینده هم تاثیر خواهدگذاشت.
 
ما در کودکی و نوجوانی از عوامل مختلفی تاثیر می گیریم؛ دوستان و همسالان، معلم ها، خویشاوندان، فرهنگ اطرافیان و بالاخره از همه مهم تر والدینمان. روان شناسان می گویند بخش مهمی از یادگیری ما در ۶ سال اول عمرمان و زمانی که با والدین در خانه تنها هستیم، اتفاق می افتد. والدین نه فقط با رفتاری که با کودکشان دارند، بلکه از طریق روابطشان با یکدیگر تاثیر عمیقی بر رفتارهای فرزندشان در آینده می گذارند. هر چقدر میزان رضایت والدین از ازدواجشان بیشتر باشد، فرزند آنها نیز به احتمال بیشتری در زندگی زناشویی آینده اش احساس رضایت خواهدکرد. اگر والدین به یکدیگر عشق بورزند و برای هم احترام قائل باشند، فرزند آنها نیز در بزرگسالی چنین رفتاری با همسر خود خواهدداشت.
البته این به آن معنا نیست که همه کودکانی که در خانواده های از هم گسیخته و پرآشوب بزرگ شده اند، حتما در روابط آینده شان شکست خواهندخورد. گاهی فردی غیر از والدین محبت و حمایت مورد نیاز کودک را نثار او و نقش الگوی مثبت را در زندگی او ایفا می کند؛ شخصی مثل خاله، عمه، دایی یا معلم. با وجود این همه روان درمانگران بر این باورند که چنین افرادی باید بسیار بیشتر از دیگران برای شناخت مشکل های خود و حل کردن ضعف های شان در آینده تلاش کنند.
 
● شکل گیری روابط در بزرگسالی
رویدادهایی که در کودکی در خانواده شاهدش بوده ایم، از راه های متعددی بر روابط ما در بزرگسالی تاثیر می گذارند. گاهی کاملا مشخص است که کدام تجربه دوران کودکی فرد باعث بروز رفتاری در بزرگسالی او شده است؛ مثلا کودکی که در سن پایین موردآزار جنسی قرارمی گیرد، ممکن است در آینده نتواند رفتارهای جنسی سالمی داشته باشد. چنین فردی حتی اگر ازدواج کند، معمولا از برقراری روابط جسمی نزدیک با همسرش واهمه دارد زیرا در ذهن او با این روابط، خطر تداعی می شود.
 
گاهی هم حدس زدن اینکه کدام تجربه دوران کودکی باعث بروز یک رفتار در بزرگسالی یک فرد شده، دشوار است. مثلا بعضی افراد ناخودآگاه تمایل دارند شخصی شبیه به والدین خودشان برای ازدواج انتخاب کنند تا بتوانند در آینده صفاتی که در پدر یا مادرشان مشاهده نمی کردند، در طرف مقابل خود پرورش دهند. این نحوه انتخاب، زمینه را برای شکست ازدواج فراهم می کند زیرا تغییر و خلق صفات جدید در افراد، بسیار دشوار است.
 
یکی از تاثیرات دوران کودکی بر بزرگسالی، تقلید ناخودآگاه از والدین است؛ مثلا دختری که دایم در خانه شاهد مراقبت مادر از پدر خود است، فکر می کند «زن باید از مرد مراقبت کند.» و در آینده نیز همین روش را خواهد داشت. او از نیازهای خود و خواسته های شخصی اش چشم می پوشد تا بتواند «مراقب» خوبی برای شوهرش باشد؛ همان رفتاری که در کودکی از مادرش مشاهده کرده است.
 
یک سناریوی شایع دیگر این است که کودکانی که والدینشان مدام دعوا می کنند، با احساس گناه و تقصیر رشد می کنند و همین موضوع باعث می شود در آینده و پس از ازدواج، بیش از حد مسوولیت قبول کنند. آنها سعی می کنند همه چیز را مرتب و منظم نگه دارند. آنها وقتی همسرشان از دردسر یا مشکلی شکایت دارد، به جای آرامش دادن به او و گوش کردن به حرف هایش، سعی می کنند مشکل را حل کنند. این رفتار اگرچه با حسن نیت انجام می شود، ولی معمولا طرف مقابل را به ستوه می آورد چون هر انسانی بیشتر از آنکه به حل مشکلش فکر کند، به همدردی و گوش شنوا نیاز دارد.
 
بعضی آدم ها از همان کودکی تصمیم می گیرند شبیه والدین خودشان نباشند. آنها عمیقا مایلند مصداق ضرب المثل «آموختن ادب از بی ادبان» باشند و رفتار غلط پدر یا مادرشان را تکرار نکنند اما این تصمیم هم در آینده مشکل های خاص خودش را دارد.
 
با وجود آنکه بیشتر تاثیرپذیری دوران کودکی و انعکاس آنها رفتارهای بزرگسالی مان، ناخواسته و ناخودآگاه است اما می توانیم با روش های مختلف آنها را اصلاح کنیم و یکی از این روش ها مشاوره است.
 
● به فرزندان و نوه هایتان کمک کنید
 
تولستوی می گوید: «همه خانواده های خوشبخت به هم شبیه هستند ولی هر خانواده بدبخت، بدبختی خاص خودش را دارد.» خانواده های مشکل دار، ممکن است از راه های بیشماری به آینده فرزندانشان آسیب بزنند. از آنجا که فرزندان هم به نوبه خود رفتارها را به فرزندان خودشان انتقال می دهند، اصلاح رفتار شما با همسرتان می تواند نه تنها آینده فرزندان، بلکه حتی آینده نوه هایتان را هم بهتر کند. برای رسیدن به این هدف، این نکته ها را همیشه به یاد داشته باشید:
 
▪ رابطه تان را اصلاح کنید: تحقیقات بسیاری نشان می دهند مهم ترین عامل اثرگذار بر قضاوت کودکان درباره ازدواج و سلامت جنسی در آینده، رابطه والدین با یکدیگر است. هر چه تنش و دعوا میان پدر و مادر کمتر باشد، سلامت روانی آینده کودکان بیشتر تضمین خواهدشد. گاهی والدینی که مشکل های زیادی با یکدیگر دارند، «فقط به خاطر بچه ها» به زندگی با هم ادامه می دهند. با وجود آنکه طلاق، از نظر روانی آسیب بزرگی به کودکان می زند، اما بسیاری از روان شناسان بر این باورند که ادامه زندگی در شرایط پر از تنش و اضطراب دایمی ممکن است آسیب جدی تری برای کودکان به دنبال داشته باشد.
 
▪ با هم حرف بزنید: صحبت در مورد مسایل و تلاش برای حل مشکل ها با گفت وگو، یکی از مهم ترین مهارت هایی است که هر زوجی باید بیاموزند. به جای دعوا کردن با یکدیگر و نیش و کنایه زدن، بهترین راه این است که با همسرتان صحبت کنید. با این کار بچه ها یاد می گیرند ابراز مخالفت و نارضایتی تا زمانی که شکل آزاردهنده به خود نگیرد، ایرادی ندارد و برعکس به حل مشکل ها در ازدواج کمک می کند.
 
▪ احساساتتان را صادقانه بیان کنید: همانقدر که بیان احساسات مثبت اهمیت دارد، ابراز ناامیدی و ضعف های فردی نیز مهم است. وقتی کودکی می بیند که والدینش به مشکل ها اعتراف می کنند، راحت تر می تواند احساسات خودش را بیان کند و از مشکل هایش حرف بزند. اگر والدینی که برای حل مشکلشان نزد مشاور می روند، این موضوع را به بچه ها بگویند، آنها باور می کنند که «مشکل داشتن» فاجعه نیست و می فهمند که گاهی انسان نمی تواند به تنهایی از پس مشکل ها بربیاید و باید از کسی کمک بخواهد. بچه ها یاد می گیرند که اعتراف به ضعف و درخواست کمک چیز عجیب و غریبی نیست و کسی که کمک می خواهد، نباید احساس شرم کند.
 
▪ محبتتان را نشان دهید: کودکان برای احساس آرامش و امنیت فقط نیازمند محبت شما به خودشان نیستند، آنها نیاز دارند ببینند والدینشان هم به هم محبت می کنند. اگر محبتتان را به همسرتان به صورت آشکار ابراز کنید، فرزندانتان هم یاد می گیرند در آینده با همسرشان با محبت رفتارکنند. از اینکه در حضور کودکان دست همسرتان را بگیرید، نوازشش کنید یا با او شوخی کنید و بخندید، خجالت نکشید. از همسرتان تعریف و او را تحسین کنید. دیدن این روابط مثبت به فرزندتان کمک می کند در آینده آسان تر بتواند همین روابط را با همسرش داشته باشد. اگر شما هم به کمک نیاز دارید، هرگز برای درخواست آن دیر نیست!
[ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 7:51 بعد از ظهر ] [ سپيده ] [ ]

[ یکشنبه بیستم شهریور 1390 ] [ 8:44 قبل از ظهر ] [ سپيده ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

روز 25 آذر 1386 ساعت 8:25 صبح از طرف
خداوند يه هديه زيبا به ما داده شد
و دست سرنوشت اون هديه رو تو قلب ما كاشت
كه تا ابد احساس تنهايي رو فراموش كنيم
ما هم تصميم گرفتيم تمام چيزهايي كه برامون مهم است
تو اين وبلاگ بنوسيم از دوست داشتن عزيزترين كسمان

مهياي ناز
امکانات وب

كد موسيقي براي وبلاگ